!!mahkom be sar nevesht!!

hich ki ne mitone befahme ke delam az chi gerefte!


delam!

                   باز دلــم تــنـــگ است

باز چشمانم باران می طلبد

آسمان دلم پر از ابرهای سیاه دلتنگی شده

باز من تنهایم!

و در این سكوت حتی صدای ساز هم آرامم نمی كند

دل من باز كوچك شده برای آنكه نمیدانم كیست!

ولی غیبتش مرا می آزارد....من خودم را گم كرده ام...!

كجا...؟ این را دیگر نمیدانم...

پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

nemidanam che tor az to sepas gozari konam!

              مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون

 

 پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر،

 

 ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از

 

 صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو

 

 اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس

 

 گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر.

 

پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

ghete gom shode!!

  •                    آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است،
  •  هیچ آدمی را نمی توان یافت که قطعه خود را جستجو نکند
  •  فقط نوع قطعه هاست که فرق می کند،
  •  یکی به دنبال دوستی است
  •  دیگری در پی عشق؛
  •  یکی مراد می جوید و یکی مرید
  •  یکی همراه می خواهد و دیگری شریک زندگی،
  •  یکی هم قطعه ای اسباب بازی
  •  به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست کم بدون آرزوی یافتن
    آن نمی تواند زندگی کند
  •  گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است
  •  و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند
  •  بلکه تغییر موضوع می دهند
  •  حتی آن که نمی خواهد آرزویی داشته باشد
  •  آن که آرزویش را از کف داده است
  •  آنکه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است
  •  تمامی تلاشش باز برای گریز از تنهایی است
  • عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه
    به خاطر هراس از تنها ماندن است
  •  و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
  •  که آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد که روزی تنها خواهدماند
  •  تو گاهی خیال می کنی گمشده خود را باز یافته ای
  •  اما بسیار زود درمی یابی که این بازیافته ات قدری بزرگتر از
    بخش گمشده توست
  •  یا قدری کوچکتر
  •  گاهی او را می یابی و مدت کوتاهی
  • در خوشبختی رسیدن به او به سر
    می بری و
  •  اما گاه او رشد می کند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می
    شود
  •  و دیگر در درونت نمی گنجد
  •  آنگاه او بدل به قطعه گم شده یک نفر دیگر می شود و
  •  تو را برای جستن دایره خود ترک می کند
  • گاه
  • نیز تو بزرگ می شوی و او کوچک
    باقی می ماند و روزی
  • ناگهان درمی یابی که (او) قطعه
    گم شده ی تو نبود
  •  گاهی هم (او) را می یابی و این بار از ترس آنکه مبادا از دست
    تو لیز بخورد و برود
  •  سفت نگهش می داری، دو دستی به او می چسبی و
  •  ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له می شود
  •  و سرانجام نیز از دست می دهی اش
  •  احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن
  •  تنها می مانی
  •  گاه ته دلت حتی می ترسی که قطعه
  • گم شده ات را پیدا کنی
  •  که مبادا دوباره گمش کنی

پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

bi to yek roz dar in faseleha khaham mord!

 


 

بی تو یک روزدراین فاصله ها خواهم مرد

 

 

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

 

 

توکه رفتی همه ی ثانیه هاسایه شدند

 

 

سایه در سایه ی ثانیه ها خواهم مرد

 

 

شعله های تو ز رنگی دریاگفتند

 

 

موج درموج دراین خاطره ها خواهم مرد

 

 

گم شدم درقدم دوری چشمان بهار

 

 

بی تویک روز دراین فاصله ها خواهم مرد!

 

پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

delam havato karde!

                 عکس قشنگت روبروم نگاه تو تو چشمام 

قصه میگن چشمای تو از عشقی بی سرانجام

از اون روزا تا این شبا انگار یه عمر

ببین  که  شیشه  دلم  تو  دست  تو  شکسته

نگو  نگو   تموم  شده  گذشته  ها  گذشته

این   فاصله   میون   ما  طلسم  سر گذشته 

بمون بمون که اشک غم نشسته توی چشمام

نمی شنوی  فریا د مو که بی تو  خیلی  تنهام

دنیا  به  این  بزرگی  و دنیای من  کوچیکه

 

 تو رفتی  و  برای  من  نمونده  عشقی  دیگه

از من چطور گذشتی و به روم درارو بستی

 فقط تو رو میخواستم و تو بودی که نخواستی

نگو  نگو   تموم  شده  گذشته  ها  گذشته

این   فاصله   میون   ما  طلسم  سر  گذشته

میخوام تو شبهای خودم خلوت کنم به یادت

 تو  شهر  رویا  گم   بشم  به  یاد  خاطراتت

تو نیستی و بدون  تو  فضای  خونه سرده

بیا  ای  عشق  خوب  من  دلم  هوا تو  کرده.

 

چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

harf bezan!!

            با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام

 

 
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام

 

 
بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی طوفانی ام

 

 
دل خوش گرمای کسی نیستم آمده ام بلکه بسوزانی ام

 

 
آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام

 

 
ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام

 

 
خوب ترین حادثه می دانمت ، خوب ترین حادثه می دانی ام؟

 

 
حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانیست که بارانی ام

 


حرف بزن، حرف بزن سالهاست تشنه یک صحبت طولانی ام ها...

چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

tanha!!!

خیال کردم که این گوشه کنارا،

یکی داره هوای کار ما را

یکی هم این میون دلسوز ما هست،

نداره آرزو، آزار ما را

عجب بالا و پایین داره دنیا،

عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دور و برم صد تا رفیق بود،

منو امروز ببین تنهای تنهام...

چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

ESHGH!

در جـــان عــاشـــق مـــن شـــوق جـــدا شـــدن نـیـسـت
خــو کــرده قـــفـــس را مـــیـــل رهـــا شــدن نـیـــسـت

مــــن بـــا تـــمام جــانــم پـــر بــســتــه و اســیــرم
بـــایـــد کــه بــا تــو بــاشـــم در پــــای تــو بــمـیرم....

چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

tanhayam!

       تنهایم؛درکویری ازباورهای بی بنیاد

تنهایم؛در دریایی از آبهای سیاه وهم

تنهایم؛به گونه ای که تنهایی هم از من گریزان است

روزی تنهایی ام را نسیمی ربود

چند صباحی با خود داشتش

اما افسوس!

که تنهاییم چنان تیره و بیرنگ است

که نسیم نیز ناسزا گویان باز پسش می آورد

که این تنهایی ننگین و جنون وارت؛ارزانی خودت

باز تنهایم؛بازتنهایم؛بازتنهایم

کاش روزی کسی؛خدا؛مرا از این تنهایی بگیرد

تاشاید تنهایی بتواند از دستم نفسی در آسودگی بکشد

باز تنهایم!تنهای تنها

تنهاترازهمیشه

 

چهار شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

!entezar

               شبی غمگین؛شبی بارانی شبی سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من میگفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا؛صدا کرد

 

 

 

 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

hata kalamat ham az neveshtane dard hayam ajezand!

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                                                                                                 اینجا من هستم؛سکوتی محض   

سکوتی شکسته و در هم ؛بخاطر هر روز ندیدن تو

اینجا من هستم؛تهی از زندگی و روز مره گی

خالی تر از همیشه؛با کلافی در هم و پیچ در پیچ

معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام

اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی

من هستم وسازی مبهم

اینجا من مانده ام تنها

در پس اندوه صدای کهنه سازم

من هستم وگلی پرپرشده از عشق

من هستم و یکرنگی

شکسته ام اینجا در خانه ای دور

من مانده ام به انتظار هر لحظه که بیایی

درخانه ای خاک گرفته و غروبی تنگ

که سینه ام را هر دم می درد

اینجا من مانده ام و سرمایی که استخوانم را داغون کرده است

من هستم سیمایی شکسته تر از همیشه

اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان میشی تو

حتی کلمات هم از نوشتن دردهایم عاجرند

 

 

 

 


 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

shad bash!!!!

 

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست

 

 

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره

 

 

وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته

 

 

وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری

 

 

وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده

 

 

وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی

 

 

 وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی

 

وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی

بابت صبر و شکیبایی   بهت بده  

 

وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

 

وقتی دلت تنگ می شه ،  حتماً  وقتشه با خدای خودت تنها باشی





 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

zire baroon!

             زير بارون راه نرفتي
          تابفهمي من چي ميگم
                    تو نديدي اون نگاه رو
                              تا بفهمي از كي ميگم.


چشماي اون زير بارون
          سر پناه امن من بود
                    سايه بون دنج پلكاش
                              جاي خوب گم شدن بود


تنها شب مونده و بارون
          همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود


اگه اون رو ديده بودي
          با من اين شعر رو مي خوندي
                    رو به شب دادمي كشيدي
                              نازنين ! چرا نموندي ؟


حالا زير چتر بارون
          بي تو خيس خيس خيسم
                    زير رگبار گلايه
                              دارم از تو مي نويسم


تنها شب مونده و بارون
          همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

dostet daram!

             مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم

به زندان جفايت گر کشاني دوستت دارم

به پيش خلق گر نتوان حديث عشق را گفتن

درون سينه ي تنگم نهاني دوستت دارم

به جرم عشق تو صد زخم کاري برجگر دارم

جگر سهل است گر خونم فشاني دوستت دارم

چه حاصل از جفا کردن چه سود از مهر ورزيدن

مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم

به چشمان تو سوگند اي گل زيبا مرا هر چند

سزاوار حريم خود نداني دوستت دارم

 

 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

be to adat karde bodam!

  

 
به تو عادت کرده بودم 
 
ای به من نزدیک تر از من 
  
ای حضورم از تو تازه 
ای نگاهم از تو روشن 
به تو عادت کرده بودم 
مثل گلبرگی به شبنم 
مثل عاشقی به غربت 
مثل مجروحی به مرهم 
لحظه در لحظه عذابه 
لحظه های من بی تو 
تجربه کردن مرگه 
زندگی کردن بی تو 
من که در گریزم از من 
به تو عادت کرده بودم 
از سکوت و گریه شب 
به تو حجرت کرده بودم 
با گل و سنگ و ستاره 
از تو صحبت کرده بودم 
خلوت خاطره هامو 
با تو قسمت کرده بودم 
خونه لبریز سکوته 
خونه از خاطره خالی 
من پر از میل زوالم 
عشق من تو در چه حالی..

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

cheshm entezar!

 

"چشم انتظار" 

 

بارون شبو شکسته                                        جاده لطیف و خیسه

 

این منتـظر دوباره                تـرانـه میـنــویــسـه 

   

 چشمام به جاده خشکید                                     هنوز سر قرارم       

 

    

   هنـوز به زیـر بـارون               درگیر انتـظـارم         

 

 

درگیر با تو بودن                                         اما تــو در عبــوری  

 

  

عین خیالتم نیـست              از قصه دورِ دوری 

 

 

از قصه دوری و من                                    در لحظه ها شکستم

 

  

بـغضـم شکسته اینجـا               بـا یــاد تــو نشـستــ   

 

تک،تک، ترانه هامو                                       گُـم میکنم به یادت

 

  

نـیـومـدی ، نـگـفـتـی                من میرسم به دادت 

 

  

از اون همه ترانه                                          این مونده یادگاری 

 

یادت نمونده اینجا                 چشم انتظاری داری

 

 

 

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

!dastane bi payan

 

 

   
    

قدم می زنم با سکوتی مدام                      شب قصه های پریشونمو

 

   دارم زندگیـمو ورق می زنم                      کتـاب سکوت غریبــونمو  

 

   ورق می زنم این کتاب غمو                     که شایـد خودم رو تماشا کنم

 

   به زیر نقابی که عمری زدم                     تا عمق سکوتم رو حاشا کنم

 

    تماشا کنم چهرمو  بی نقاب                    که جا مونده تو خندۀ کودکی

 

   تو جادوی بادبـادک کاغذی                       سر ظهر و خوابیدن زورکی

 

   چه بی دلهره جا گذاشتم یه روز                   خودم رو تو دنیای بی واهمه

 

  قـدم می زنـم بـا سکــوتــی مدام                  که پـیــدا  نشـم تو دل همهمه

 

 

   کـنار یه خـــط عمیـق بلنـد                        که پایان این قـصه همراهــشه

 

   من از امتداد خودم میرسم                      به هر لحظه  که مرگِ آرامشه....


سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

hame harfa goftani nist!!


          

همه حرفا گفتنی نیست                  همه راهها رفتنی نیست

 

 

قـصـه ایـنجـا پُره درده                   حرف من شنفتنی نیست 

 

 

میدونم طاقت نداری                  میدونم که بیقراری

 

 

میدونم که نمیتونی                  پای من دووم بیاری 

 

 

اگه حرفمو شنیدی...                  اگه اشک منو دیدی...

 

 

اگه عاشقم نبودی...                  اگه از قصه بریدی...

 

 

راه برگشتی نداری                      دیگه با من هم تباری

 

 

یا باید اینجا بمونی                         یا باید بشی فراری 

 

 

دیـدی حــرفـام پُــره درده                    آخه حرفای یه مَرده

 

 

مردی که تـرانه خـونــه                  این شبـــای تلخ و سرده 

 

 

همه حرفا گفتنی نیست                  همه راهها رفتنی نیست

 

قــصـه ایـنجــا پُره درده                  حرف من شنفتنی نیست

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

mano yadet ne mimone!

                

اون ترانه های عاشقونه رو                       اشکای نشسته روی گونه رو

 

سـاعـتــای دوری و نبـودنت                         انـتـظـار دیدنت تو خــونـه رو

 

خـواب پاره پاره و هوای تـو                        خط به خط، نامه های شبونه رو

 

یــــاد اَوَّلای آشـنـــائـیــمـون                         پـرسـه هـای شـاد بی بهـونه رو

 

 

 

میدونم، یـادت نمی مـونه دیگه                     قاب عکست اینو میدونه دیگه

 

دیگه از یاد تو پاک میشه نگام                     واسه تـو جـدایـی آسونه دیگه

 

 

 

یـادتـه، همـون جـای همیــشگی                    خـنـده های سـاده مثـل بـچـگی

 

واسه هم میگفتیم از علاقه مون                    خواسته هامون از تموم زندگی

 

کـوچـه های خلـوتــو یادت میـاد                    دست به دست رد میشدیم به سادگی

 

انـقـدر رفتـیم و گفتـیم واسه هم                     که زدیـم  تـو  پَــر و بــال خـسـتـگی

 

 

 

میدونم، یـادت نمی مـونه دیگه                     قاب عکست اینو میدونه دیگه

دیگه از یاد تو پاک میشه نگام                     واسه تـو جـدایـی آسونه دیگه

سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

ghurob tanhaiy

                                                                                                                                            غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق

یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار

اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار


زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی

تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق

منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه

تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک

گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش

شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره

اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم

بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

بـه خـدا نـمــیـری از یا
د.....


شنبه 27 خرداد 1391,

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
| نظر دهید
 

یک شنبه 25 تير 1391برچسب:,

  توسط mariya  |
 

 



salam be azizanam be wb man khosh omadin nazar yadeton nare tanx.age khastid hame matlab hamo to in mah be khonid ghesmate aryeshv matlab neveshte tir1391 on ro bezanid mitonid tamame matlab hamo be khonid
icerayane@gmail.com


 

 

 ey kash
 panjare!
 agar rozi
 kelide man
 delam migirad
 eshgh yanii?
 be to taghdim mikonam
 dost daram
 eshgh!!!!
 del az to
 delam!
 nemidanam che tor az to sepas gozari konam!
 ghete gom shode!!
 bi to yek roz dar in faseleha khaham mord!
 delam havato karde!
 harf bezan!!
 tanha!!!
 ESHGH!
 tanhayam!
 !entezar
 hata kalamat ham az neveshtane dard hayam ajezand!
 shad bash!!!!
 zire baroon!
 dostet daram!
 be to adat karde bodam!
 cheshm entezar!
 !dastane bi payan

 

مرداد 1391
تير 1391

 

mariya

 


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان !!mahkom be sar nevesht!! و آدرس mariya-ashk.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





internet be done mahdodiyat
mahkom be sar nevesht (2
danlode ahang haye ziba
ردیاب ماشین
جلوپنجره اریو
اریو زوتی z300
جلو پنجره ایکس 60

 

حمل و ترخیص خرده بار از چین
حمل و ترخیص چین
جلو پنجره اسپرت
الوقلیون

 

RSS 2.0
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 20
بازدید ماه : 30
بازدید کل : 6543
تعداد مطالب : 33
تعداد نظرات : 7
تعداد آنلاین : 1

دریافت همین آهنگ

آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 20
بازدید ماه : 30
بازدید کل : 6543
تعداد مطالب : 33
تعداد نظرات : 7
تعداد آنلاین : 1

كد تغيير شكل موس